کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خودسپری کنی.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خانه » کتاب مخصوص موبایل » اندروید » دانلود رایگان رمان قلب ستاره

دانلود رایگان رمان قلب ستاره

دانلود رمان قلب ستاره

دانلود رایگان رمان قلب ستاره

دانلود رایگان رمان قلب ستاره

 

دانلود رمان قلب ستاره

قسمتی از رمان:

اه..حسرت میخورم که ای کاش نگاهم به بیرون نمی افتاد..و از پنجره بیرون را نمیدیدم..
پرده را کنار زدم و چشک به رد باران دوختم…
در آن روز بارانی دیگر خبری از پنجه ی آفتاب با آن موهای طلایی در آسمان آبی نبود..
قطره های باران مثله قطره های اشک از ابر تیره و خاکستری میبارید..
چند قدم آن طرف تر درست روبه روی خانه ی ما پارک نسبتا کوچکی است که هررزو عصر که میشود بچه ها آنجا را به غوغاکده تبدیل میکنند و پر از نشاط میشود..
اما هروقت باران باشد..کسی نمی آید..خب طبیعیست..خیس میشوند!!!

در روزهای بارانی پارک به خواب میرود..اما مگر رعدوبرق میگذارد که پارک خواب آرامی داشته باشد؟؟ پرنده ها را میترساند و پرنده ها وحشت زده از ین شاخه به آن شاخه میپرند و به سمت آشیانه خود میروند..
آه.باران! ببار و و مرا از خستگی ها نجات بده..مرا پاک کن..
این حرف ها را آرام در گوش باران گفتم..مبادا کسی بشنود..

ناگهان چشمم به زنی افتاد که در پارک روی نیمکتی تنها نشسته بود… باران همچنان در حال باریدن بود..وحشی و سرکش.. و زن بی توجه به شرایط چشمش را به نقطه ای نامشخص دوخته بود…
هزارتا سوال در ذهنم بود..این زن کیست؟؟اینجا چه میکند؟؟چه مشکلی دارد؟؟چرا الان اینجاست؟؟

باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

  1. سلام میشه اسم رمانی رو بگید که توی اون دختری بود که توی رستوران کار میکرد که صاحب اون سه تا بسر کوچیک داشت و همسرش رو از دست داده بود واخرش هم باهم ازدواج میکنن اسم دختر عاطفه بود و رابطه خوبی با بچه ها داشت

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز