حوادث چون روزها سپری می شوند.
خوش آمدید - امروز : جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
خانه » کتاب مخصوص موبایل » اندروید » دانلود رمان آهوی وحشی | امیدوار کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

دانلود رمان آهوی وحشی | امیدوار کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

نام رمان : آهوی وحشی

نویسنده : امیدوار کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۴٫۶ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۴۶۸

خلاصه داستان :

داستان مربوط می شه به بخشی از زندگی پزشک بسیار جوان و باهوشی که در سن کم تونسته مدرکش رو بگیره و حالا دوس داره بره و در یه منطقه محروم که بهش نیاز هست خدمت کنه…
همزمان هم از خونواده این پزشک که اسمش مهران هست خواهید خوند و هم از جریاناتی که در منطقه مورد خدمتش واقع می شه…
سارا دختر کوچکی هست که تمامی اهالی روستا از دستش عاصین…

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

منبع : wWw.98iA.Com

با تشکر از امیدوار عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

قسمتی از متن رمان :

آخه پدر من هرکس تو زندگی هدفی داره هدف من هم اینه!
آقا رضا کلافه سری تکان داد و گفت:
– آخه این چه هدفیه! کدوم آدم عاقلی زندگی راحت و بی دغدغه شهری رو رها می کنه و می ره تو دهکوره زندگی کنه!!
مهران عصبی و خسته از بحث چند روزه ای که هنوز به نتیجه نرسیده، گفت:
– ببینید بابا من همیشه کوچیک شما بوده و هستم ولی خب شما هم انصاف داشته باشید برای یکبار هم که شده به خواسته من احترام بگذارید.
– مهران تو جوونی ،خامی ،داری از روی شور و شوق جوونی یه حرفی می زنی بعد از این که ده سال گذشت برمی گردی به پشت سرت نگاه می کنی و افسوس گذشته رو می خوری.
مهران از شنیدن حرفهای تکراری خسته شده بود:
– آدم به گذشته ای افسوس می خوره که به بطالت گذرونده باشه ، خدمت در یک روستا ، جایی که دهها نفر بعلت نبود پزشک از دنیا می رن ،جایی که کمبود بهداشت جون خیلی ها رو می گیره ،کجاش بیهوده است؟ کجاش افسوس خوردن داره؟
– پسرم انسان زندگی می خواد ،پیشرفت می خواد ، اینهایی که می گی شعارهایی هستن که از ذهن جوون و پرشورت نشأت می گیره .تو اینجا آینده داری ،آینده ای درخشان ،خودم برات مطب می زنم در بهترین بیمارستان تهران مشغول به کار می شی! می تونی یه زندگی داشته باشی که همه حسرتش رو دارن.
مهران پوزخندی زد:
– شما زندگی خوب رو در چی می دونید؟در خونه ای که وسعتش مثلا” چند صد مترباشه در ماشین آخرین مدل! آره؟! در چی؟!
و جدی ادامه داد:
– ولی من خوب زندگی کردن رو در چیز دیگه ای می دونم.خوب زندگی کردن در نظر من جمع کردن پول و خریدن خونه و ماشین آنچنانی نیست . هرچند همه اینها لازمه زندگی یه ،ولی خوب زندگی کردن یعنی جمع کردن توشه ای که با مردن در دنیا نمی مونه، می شه با خود برد.
آقا رضا واقعا” مستأصل شده بود گفت:
– مهران جان من که نمی گم کار خوب نکن ،چرا بکن! خوشحالم می شم ولی همینجا، تو شهر خودمون می دونی چقدر آدمها هستن که محتاجند. خب اینجا به اونها برس، مجانی معالجشون کن. آخه این چه کار خیریه که مجبوری خونه، زندگی، پدر و مادر و همه رو رها کنی و پاشی بری!

باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز