عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶
خانه » رمان و داستان » داستان کوتاه » دانلود رمان اسیر سرنوشت نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

دانلود رمان اسیر سرنوشت نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

دانلود رمان اسیر سرنوشت نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

رمان-اسیر-سرنوشت-از-نوشین-توکلی

  • نام رمان : اسیر سرنوشت
  • نویسنده : نوشین توکلی
  • صفحات :

دانلود رمان اسیر سرنوشت نسخه آندروید, جاوا, EPub و PDF

خلاصه داستان : داستان درمورد دختری به اسم نوشینه که عشقو باور نداره اما طی اتفاقاتی عاشق پسر عمش میشه ادامشو خودتون بخونین پر از تجربه های تلخه رمانی واقعی که نویسنده میخواد عشقشو زنده کنه

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : سکوت کلاس با صدای خانوم جهانگیری شکست(دبیرعلوم دوم راهنمایی):خب بچه ها ایشالاتعطیلات نوروز بهتون خوش بگذره و سال ۸۸بشه یکی از بهترین سال های زندگیتون….فقط درسارو فراموش نکنید شما نمونه این باید با مدارس عادی یه فرقی داشته باشین….تستای مرآت خیلی کمک میکنه حتما تستارو دربیارین که هیچ بهونه ای قبول نیس خب میتونید برید…….روز خوبی بود کلا تعطیلات به همه خوش میگذره یه ذوق خاصیه سریع کیفمو انداختم کولمو با فاطمه هم قدم شدم ورفتیم خونه….. کلیدو از زیپ کوچیکه ی کیفم برداشتم و رفتم تو …. _ســــــــــــــــــــلام بر پدر و مادر گرام _سلام دخترم خسته نباشی دیگه کلاسا تموم شد؟؟؟ _خدارو شکر۱۵روز میتونم نفس بکشم _بابام باخنده گف:من واقعا نمیدونم شما سر کلاس چیکار میکنین که اینقد خسته میشین …. _عه بابایی…..خب ذهنمون خسته میشه _باشه حالا ن که درسم میخونی؟؟؟ _قیافمو مظلوم کردم و لبامو آویزون و گفتم یعنی واقعنی من درس نمیخونم؟؟؟همش تو اتاقمم…. _بابام میخنده و میگه:خودت پرسیدیا باز نبینم قهر کنیا ولی هر وقت خوابت نمیبره من کتابو دیدم دست تو که ۵دقیقه بعدشم بیهوش میشی صدای مامان از آشپزخونه بلند شد:آقا دختر منو تنهآ گیر آوردی؟؟؟ _ایول مامانم بازم شما کمکم میکنی _مامان چشمکی زدو گفت دیگه یکی یدونه ای دیگه رفتم سمتشو بوسیدمش اونم پیشونیمو بوسید _اوووووف نوشین؟؟؟؟؟ _دستمو بردم کنار گوشم و گفتم بله قربان؟؟؟ _لوسم که شدی تف مالم کردیا _یدونه مامان که بیشتر نداریم _ خوبه خوبه برو لباساتو عوض کن زود ناهار بخوریم بعدش باید بریم بیرون برا خرید _خــــــــــرید؟؟؟؟ _کر شدم دختر میشه اون صدای مثل رادیوتو بیاری پایین؟؟؟ _حالا صدای من مثل صدای رادیو خرابس؟؟؟و لبامو آویزون کردم و رفتم سمت اتاقم _عه عه دختر من کی گفتم رادیو خرابه دیدی خودت گفتی؟؟؟باشه من بعد میگم رادیو خرابه درضمن میای پایین سامانم صداش کن _باشه مامان بعد عوض کردن لباسام با یه تیشرت سورمه ای و شلوارسفید رفتم سامانو صدا کردم سامان؟؟؟سامان؟؟؟؟ _ای هناق ۷۴ساعته بگیری نوشین با این صدات چقد تو دادو بیدادمیکنی من موندم این حنجرس یا بلندگو

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :

  • نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar – پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل و بدون فشرده [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … [ دانلود ]
باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز