اسایش و راحتی امروز حاصل رنج و زحمت دیروز است.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
خانه » کتاب مخصوص موبایل » اندروید » دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

Inja Zani Asheghane Mibarad Jelde 2 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

1 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) نام رمان : اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم)

2 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) نویسنده : فاطمه حیدری کاربر انجمن نودهشتیا

3 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) حجم کتاب : ۲٫۶ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۸ (کتابچه) – ۰٫۲ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK)

11 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

4 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) تعداد صفحات : ۲۶۹

14 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) خلاصه داستان :

چای حضورت را سر میکشم و دلم از گرمایت ضعف میرود… از شیرینی ات نوچ میشود!
میبینی؟ تو نیستی و من از همین فاصله کذایی دوستت دارم…
بعد از گذشت دو سال و زخمی که به تنِه زندگی نگار خورده است همه چیز متفاوت شده … تلاش او برای دوست داشتن..برای راضی نگهداشتن… و درست زمانی که فکر میکند موفق شده است اتفاقی میافتد که دوباره و دوباره همه چیز را عوض میکند… و شاید همه چیز را سره جایش برمیگرداند…
اتفاقی مثل نزول باران برای زمینی که از تشنگی لب میزند…

5 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

6 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) پسورد : www.98ia.com

7 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) منبع : wWw.98iA.Com

11 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) با تشکر از فاطمه حیدری عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

 

pdf دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

21 دانلود رمان اینجا زنی عاشقانه می بارد (جلد دوم) | فاطمه حیدری کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

چای مینوشم با طعم گذشته و یاد اوست که “هرازگاهی” مرا به خلسه آن حضور سبز میبرد.
در تراس باز میشود و عطر یغماست که میپیچد لا به لای سردیم…
کنارم مینشیند…با لبخند نگاهم میکند…طعم لذت میدهد چشمانش! نمیتوانم آنگونه که میخواهد نگاهش کنم اما تمام تلاشم را میکنم…سعی میکنم که نگاهم طعم عادت ندهد!
– خانومی سرده!
لبخند بی جانی تحویلش میدهم میخواهم کنار بزنم این جمله تکراری را ” رهام تابه حال به من نگفته بود خانومی” گفته بود؟ :
– نه …خوبه..هوا خوبه!
سوییشرتش را درمیاورد…روبه رویم میایستد و با همان نگاهی که در این دو سال بیش از حد مهربان بوده پهن میکند روی شانه های کوچکم!
– مرسی…
جوابم باز همان لبخندهای تمام نشدنیست! سرم را به پشتی صندلی فلزی تکیه میدهم …نگاهش میکنم! او هم آرام مینشیند و نگاه میسپارد به چشمان بلاتکلیفم! بی مقدمه و بی فکر میگویم:
– گاهی فکر میکنم چطور خسته نمیشی از من و این همه دیوونگی؟ چرا این لبخند از صورتت پاک نمیشه؟ گریه میکنم لبخند میزنی…کلافت میکنم لبخند میزنی…بدقلقی میکنم لبخند میزنی…حتی وقتی نباید، میخندی…
لبخندش عمیق تر میشود…میخواهد دستانم را بگیرد اما پشیمان میشود…
– اولا که وظیفمه…همه چیز وظیفمه! در ضمن..
سرش را نزدیک تر میاورد و آرامتر میگوید:
– نگار دیگه تکرار نمیشه…بدخلقیاتم برای من تازگی داره..کلافگی هاتو دوست دارم…حتی زمانی که دوست داری تنها باشی و من پیلت میشم…هرچیزی که متعلق به تو باشه برای من دوست داشتنیه!

باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز