نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶
خانه » رمان و داستان » داستان کوتاه » دانلود رمان این غروب را تماشا نکن (جلد دوم تقدیر غیر منتظره)

دانلود رمان این غروب را تماشا نکن (جلد دوم تقدیر غیر منتظره)

دانلود رمان این غروب را تماشا نکن (جلد دوم تقدیر غیر منتظره)

In-Ghorob-Ra-Tamasha-Nakon

  • نام رمان : این غروب را تماشا نکن (جلد دوم تقدیر غیر منتظره)
  • نویسنده : دختر ایران زمین
  • صفحات : ۱۲۹

دانلود رمان این غروب را تماشا نکن (جلد دوم تقدیر غیر منتظره)

خلاصه داستان : سورنایی که به انتظار بازگشت همسرش از جنگ است، نامه ای به دستش می رسد که تمام مجهولات ذهنش، باور هایش و اعتقاداتش را همچون آوار بر سرش می ریزد. مردی که نام همسر را به دوش می کشید و همیشه پشتیبانش بود، مردی که همیشه مرهم دل زخم خورده اش بود. این بار خود زخمی شده و قصد به تاراج بردن لبخند سورنا را دارد… نامه ای که محتوایش یک چیز است، طلاق غیابی !

دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان آندروید

قسمتی از قلم نویسنده : وقتی تاریخ می خواندم، دلم می خواست من هم در همان واقعه تاریخی بودم. دلم می خواست در پستو های کاخ قایم شوم و به آتش کشیده شدن تخت جمشید را ببینم … در بین انبوه درختان پنهان شوم و صحنه ی دستگیری لویی شانزدهم را ببینم … در تئاتری در آمریکای شمالی باشم و صدای شلیک را از بین انبوه قهقه ی حضار تشخیص دهم، به سمت لژ مخصوص برگردم و بفهمم آبراهام لینکن کشته شده … و اینگونه سورنا جان گرفت و پا در خیالم گذاشت. با چهره ای تکیده و خسته به دوربین خیره شد و تنها یک چیز گفت: وقتی کسی در گوش پسرم بزند، نمی تواند بگویید پدرم می-آید، چون مطمئن است پدرش از روی تخت هم نمی تواند تکان بخورد. جانبازی گرانقدر بود که ازدواج کرده و از مشکلاتش می گفت، مشکلاتش خیلی عمیق تر از آن بود که بتوانم در چند واج و کلمه آنها را بیان کنم. فکر کردن به مردی که در جنگ صدمه دیده و حال که جنگ تمام شده، می خواهد دوباره به زندگی بازگردد. فکر کردن به مردی که نمی تواند زندگی اش را همچون قبل ادامه دهد . … و حالا نوبت این مرد بود که همچون سورنا، جان گیرد و از عرصه خیالم فراتر رود، دست در دست سورنا در تاریخ غرق شوند و مجبورم کنند به نوشتن، قلمم را به دستم دهند و خودشان حماسه بیافرینند و من تنها نگارنده باشم. در هنگام نوشتن رمان، این من نبودم که مجبورشان می کردم به نقش آفرینی، بلکه خود سورنا استوار جلو می رفت، صبوری می-کرد ، طغیان می کرد و من هم تنها رابطی بودم بین او و صفحه ی کاغذ …. و اینگونه این غروب را تماشا نکن شکل گرفت ..

دانلود رمان

دانلود رمان جدید

لینک های دانلود :

  • نسخه جاوا با فرمت Jar – کتابچه [ دانلود ]
  • نسخه جاوا با فرمت Jar – پرنیان [ دانلود ]
  • نسخه آندروید با فرمت Apk [ دانلود ]
  • نسخه PDF به صورت کامل در فایل فشرده Zip [ دانلود ]
  • نسخه ePub برای آیفون و آندروید و … [ دانلود ]
باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز