كسي كه هرگز تحت فشار نزيسته باشد، آزادي را لمس نمي كند.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶
خانه » کتاب مخصوص موبایل » اندروید » دانلود رمان زاده ی نیمه شب جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان زاده ی نیمه شب جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان زاده ی نیمه شب

دانلود رمان زاده ی نیمه شب جاوا، اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان زاده ی نیمه شب

نوشته کیمیا.ا kimia.ace کاربر نودهشتیا

نام: زاده ی نیمه شب
نویسنده: Kimia.Ace (کیمیا آ.) کاربر انجمن
ژانر: تخیلی، فانتزی دارک، کمی احساسات هم توش جریان داره

خلاصه:
در اعماق جنگل، موجوداتی هوشمند، فریبنده و زیبارو همه چیز را به هرج و مرج کشیده اند. دوازده سال است که آن ها به دنبال گمشده اشان می گردند و برای یافتنش، دنیای انسان ها را زیر و رو کرده اند. زمانی که آشفتگی به اوج خود می رسد، آوالون آرنورا دایر در آکادمی گارد سلطنتی : “کَلپوینتِ کبیر” پذیرفته می شود… بی آنکه بداند، اینگونه خود را از همیشه به جنگل، موجودات معجزه آسا و راز و رمز هایش، نزدیکتر خواهد یافت.

سر آغاز
خاطرات کمی از روز های قبل از ۵ ساله شدنم به خاطر دارم. خاطرات محو و دوری چون دویدن در میان چمن های بلند و تو در تو، دست در دست مادرم.
آن موقع ها بود که با مادرم به لاوِل آمدیم. کسی به هویتمان شک نکرد. البته که نکرد! لاوِل در آن زمان، پناهگاه زنان و مردانی شده بود که در جستجوی مکان امنی، از حاشیه جنگل به آن جا گریخته بودند. گارد سلطنتی پادشاه، یک هفته بعد از ورودمان به لاول، شهر را تحت حفاظت شدید قرار داد. آن قدر کوچک بودم که نفهمم چه شده که همه این قدر آشفته و نگرانند، اما آن قدر هم بزرگ شده بودم که بدانم چیزی درست نیست.
عجیب تر آن که در کودکی خود و در میان آن آشفتگی همگانی، می دانستم نباید آن طور که مادرم می گفت، ملبس به لباس های پسرانه شوم و این طرف و آن طرف جولان بدهم…
ولی همیشه حرف حرفِ بِریِلای زیباروست! وقتی او می گفت مثل یک پسر لباس بپوش، اگر نمی خواستم کتک مفصل و جانانه ای بخورم، باید این کار را می کردم؛ آن طور که کم کم همه چیز برایم به یک عادت؛ و شاید یک واقعیت مُجَسَم تبدیل شد.

 

قسمت دانلود

 

باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز