گنج هائی که در قلب هستند ، قابل سرقت نیستند.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خانه » کتاب مخصوص موبایل » اندروید » دانلود رمان شکوه نیلوفرانه من | EVRINA کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

دانلود رمان شکوه نیلوفرانه من | EVRINA کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

نام رمان : شکوه نیلوفرانه من

نویسنده : EVRINA کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۴٫۸ (پی دی اف) – ۰٫۴ (پرنیان) – ۱٫۰ (کتابچه) – ۰٫۴ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۴۴۳

خلاصه داستان :

منظور من از شکوه نیلوفرانه من … شخصیت و غرور موجودی به نام انسانه …. چه زن … چه مرد …. که شاید با بعضی کارا و حرفای خواسته و ناخواسته ما می شکنه یا بدتر از اون … له می شه ! ..
داستان من درباره حرفا و کارای ماست که وجود و شخصیت یه نفر رو می شکنه ، درباره این زن و مردایی که خواسته و ناخواسته می شکنیم ! … چه روحشــــون ، چه شخصیتشــــون ، چه بـــاورشـــون ! … این رمان پر از زندگیه … پر از عشق … پر از نفرت … پر از خیانت … و … پر از دروغ و صداقت !
میخواهم شما رو توی دنیای شخصیتهای داستان غرق کنم ، طوری که خودتون رو شخصیتای داستانم بدونین و اتفاقایی رو تجربه کنین که شاید واسه ما اتفاق نیفتاده ولی توی اطرافمون دیدیم و شنیدیم ! می خوام شاهد شخصیت های آسیب دیده ای باشین که شاید با کارا و حرفای خواسته و ناخواسته ما هر روز داره شکل می گیره !

قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

پسورد : www.98ia.com

منبع : wWw.98iA.Com

با تشکر از EVRINA عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

 

دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

قسمتی از متن رمان :

سه سال گذشت …. سه سال از زندگی پُر فراز و نشیب من …. سه سال از خُرد شدن شکوه نیلوفرانه من ! … چه تعبیر زیبایی بود وقتی به یه نیلوفر سپید شبیه شدم …… نه از روی دروغ ! … نه از روی هوس ! ….. از روی عشق ! …. عشق ، چه کلمه مبهم و غریبی ! ….. دیگه به بودنش شک دارم ! ……. دیگه باورش ندارم !
ولی نمی تونم به خودم دروغ بگم ….. نمی دونم اون شخص چی کرد با من که هنوزم بغض نبودنش ، راه نفس کشیدن رو برام سد کرده ! چی گذشت به من ! …. چی به روزم آوردی ، که سکوت و تاریکی اتاقم رو به همه روشنایی و شادیای دنیا ترجیح می دم !
نگام رو به آینه شکسته هزار تکه ، ولی هنوزم سر پای اتاقم دوختم ، چه زیبا خرده های شکوه نیلوفرانم رو به تصویر می کشه ! …. آروم به طرف میز آرایشم رفتم و مقابلش واستادم ، به شخص توی آینه خیره شدم . تصویرم بین خُرده های آینه و دهن کجی خاطرات گذشته خودنمایی می کرد ! …. دیگه نمی شناختم این تصویر هزار تکه توی آینه رو ….. واقعا این منم !؟ این صورت افسرده و نزار صورت منه !؟ صورت شینای شر و شیطون !؟ …. شینای قدرتمند ! دیگه معنی اسمم بهم نمیاد !
دیگه قدرتمند نیستم ، چی هستم نمی دونم ، ولی یه چیز رو خوب می دونم ، باید بشکنم کسی رو که من رو شکست ! ….. ولی چطوری !؟ …. باید فکر کنم ، باید بس کنم این عزای سه ساله رو …. الان دیگه نوبت بازی منه ! … اشک تو چشمام راحت حلقه زد ….. چیزی که سه سال پیش محال بود بذارم اتفاق بیفته !
به چشمام نگاه کردم اونا من رو بردن به سه سال پیش ….. شاید با تجدید خاطراتم بفهمم کجای کارم اشتباه کردم …………. کاش هیچ وقت این سه سال نمی گذشت تا به امروز برسم !
بازم صبح شد . بازم مثل این بیست و دو سال زندگیم که با حسرت گذشت توی خونم که یه اتاق دوازده متری بیشتر نیست توی منطقه پایین شهر تهران با صدای جیغ و داد بچهای قد و نیم قد این خونه قدیمی که کمه کم سی خونواده توش زندگی می کنن بیدار شدم .

باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز