در این جهان، همواره برای كسانی كه از خطری بهراسند، خطری وجود خواهد داشت.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
خانه » کتاب مخصوص موبایل » اندروید » دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

Paeez Boland دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل)

1 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) نام رمان : پاییز بلند

2 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) نویسنده : ILoveTaylor کاربر انجمن نودهشتیا

3 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) حجم کتاب : ۶٫۱ (پی دی اف) – ۰٫۵ (پرنیان) – ۱٫۱ (کتابچه) – ۰٫۵ (ePub) – اندروید ۱٫۱ (APK)

11 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

4 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) تعداد صفحات : ۵۵۲

14 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) خلاصه داستان :

رمان در مورد دو خان است که دو ده رو جداگانه اداره میکنند ، و داستان بیشتر دور محور برادر زن یکی از خان ها رقم میخوره که عاشق برترین و زیباترین دختر ده (ستاره) میشه ، همه ی پسر های ده برای بدست آوردن ستاره به رقابت می پردازند ، اما از وقتی که برادر زن خان (فرخ) پا پیش میزاره بخاطر ارباب بودنش تمام پسرها عقب میکشند و آه حسرت رو بر دل آنها جا میگذاره… ولی همیشه میگویند دست بالا دست بسیار است…
آمدن پسر جوان و جذاب به عنوان معلم ده که در اصل تک پسر دکتر ده بود ، تهدیدی میشه برای فرخ که خود رو صاحب اختیار ستاره می دونست این عشق آتشین با چاشنی زور و خودخواهی ، اتفاقات زیادی رو تو این ده رقم میزنه که خواندن اون خالی از لطف نیست.

5 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قالب کتاب : PDF (مخصوص کامپیوتر) – JAR (جاوا) و ePUB (کتاب اندروید و آیفون) – APK (اندروید)

6 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) پسورد : www.98ia.com

7 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) منبع : wWw.98iA.Com

11 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) با تشکر از ILoveTaylor عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

 

pdf دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

jar1 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه پرنیان)

jar2 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل (نسخه کتابچه)

epub دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای موبایل اندروید و آیفون (نسخه ePUB)

android دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) دانلود کتاب برای اندروید (نسخه APK)

21 دانلود رمان پاییز بلند | ILoveTaylor کاربر نودهشتیا (PDF و موبایل) قسمتی از متن رمان :

در زمان های قدیم در اطراف شهر رشت دو ده بزرگ وجود داشت ، که اولی را ده بالا.. و دومی را ده پایین میگفتند. ارباب ده بالا، خان علی نام داشت . خان علی همیشه به فکر خوش گذرانی خودش بود و از دست رنج مردم بیچاره ی ده عمرش رو به خوشی میگذراند .
مردم این ده هم زیاد برای آباد شدن ده خود تلاشی نمیکردند و به آینده خود و خانواده ی خود اهمیتی نمی دادند . با دست رنج کمی که به دست می آوردند زندگی سختی رو می گذراندند .. ولی برعکس اون ، ده پایین خانی داشت به نام عزت خان.. که فقط از اربابی اسم اون رو یدک میکشید . عزت خان بسیار مهربان و خون گرم بود ، همیشه در خدمت مردم ده بود و به آنها کمک های بسیاری میکرد . مردم که از رعایای خان بودند برای تشکر از ارباب خود سعی در آباد کردن ده میکردند و از هیچ کوششی دریغ نمیکردند . عزت خان هم تلاش آنها را بدون پاداش نمیگذاشت…
چند سال پیش در ده بالا مردی زندگی میکرد به نام حاج رضا ستوده… که بعد از ازدواج دوم ، دوباره به فکرش رسید که زن سومی انتخاب کند.. حاج رضا زن دوم رو مجبورا به خواستگاری ماه منیر به خونه ی مش قاسم فرستاد . بر حسب اتفاق خواستگار ایده آلی برای خواهر کوچکتر ماه منیر پیدا شده بود و مش قاسم که نمیخواست این خواستگار را از دست بدهد و برای رسم و سنتی که در قدیم بود که باید دختر اول به خانه ی بخت برود تا خواستگار برای دختر دیگر پا پیش بگذارد ، برای همین مش قاسم بدون در نظر گرفتن مخالفت ماه منیر در عرض یک هفته ماه منیر را به عقد حاج رضا در آورد و با جهاز کمی که برای او فراهم کرده بود او را به خانه ی حاج رضا فرستاد..
دختر جوان وارد خانه ای شده بود که عروس سوم به حساب می آمد . اوایل زندگی ، حاج رضا مرد خوبی برای ماه منیر بود و او هم در پناه شوهرش به کارهای خانه می پرداخت ، ولی زنهای دیگر حاج رضا به او مثل یه کلفت نگاه میکردند و هر کدام به او دستوراتی می دادند… ماه منیر هم مجبوربود به خاطر آرامش شوهرش بدون اعتراضی هر کاری که آنها میخواستند انجام بدهد.. حاج رضا از دو زن خود فرزندان پسر داشت اما دلش میخواست که ماه منیر هم اولین فرزندش پسر باشد ، وقتی او حامله شد حاج رضا هر کاری را برای راحتی زن سومش انجام می داد و به زنهای دیگر هم دستور داده بود که هوای او را داشته باشند ولی از بخت بد ماه منیر، بچه ی اولش دختر شد و این اتفاق تمام آرزوهای حاج رضا رو به هم زد . برای همین به سادگی آنها را کنار گذاشت و دیگه توجه ای به آنها نکرد ..

باکس دانلود
    زمینه دلخواه های شما - به فایل راهنما مراجعه کنید
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز