شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶
خانه » رمان و داستان (صفحه ی 3)

رمان و داستان

دانلود رمان داری میری

دانلود رمان داری میری

دانلود رمان داری میری

مارال دختر فقیریه که سختیای زیادی کشیده.
از سر تنهایی به مجازی پناه می بره و با پسری به اسم امیر آشنا میشه.
غافل از اینکه نمی دونسته امیر یه اربابه.
همه چیز از اون زمانی عوض میشه که امیر عاشق مارال میشه و پول طلب کارای پدر معتاد و قمار باز مارال رو پرداخت میکنه.
اما عوضش از پدر مارال می خواد دخترشو به عقدش دربیاره با اینکه عشق امیر یه طرفس…

پایان: خوش!

 

 

اسم رمان: داری میری.
ژانر: عاشقانه ، غمگین ، ارباب رعیتی.
نویسنده: maral_hsi

The post دانلود رمان داری میری appeared first on رمان سیتی.

دانلود رمان دوراهی ماندن و رفتن

دانلود رمان دوراهی ماندن و رفتن

دانلود رمان دوراهی ماندن و رفتن

 

 پریسا خانوم‌روز عقدشه که با به تصادف زندگیش از این رو‌به اون رو‌میشه.ولی داستان به اینجا خطم نمیشه

گاهی زندگی پستی بلندی زیادی داره …

میون دوراهی گیر می کنیم که بستگی به اینده مون داره….

 

 

رمان : دوراهی ماندن ورفتن
نویسنده پریسا رضائی
ژانر عاشقانه پلیسی

The post دانلود رمان دوراهی ماندن و رفتن appeared first on رمان سیتی.

دانلود رمان روزی رویایی | dilan

دانلود رمان روزی رویایی | dilan

روزی رویایی | dilan

نام رمان: #روزی_رویایی

نویسنده: #dilan
ویراستار: гคђค۱۷۳۷
ژانر: #احساسی – #عاشقانه

خلاصه رمان روزی رویایی:

بهار ستوده، دختر ته تغاری بهرام ستوده،برای استخدام‌ شدن به شرکتی خواهد رفت که آغازگر اتفاقات و تحولاتی در زندگی‌اش خواهد بود و آن‌طرف داستان آراد رستگار با ورشکستگی شرکتش دست و پنجه نرم می‌کند. در این داستان شاهد قرارگرفتنشان در یک مسیر خواهیم بود و اما آیا بازی زندگی برایشان خواب وصال را دیده یا جدایی؟

قسمتی از رمان روزی رویایی :

صدای بوق ماشین ها بلند شده بود.خب منم مثل شما گیر کردم دیگه!حدود ده دقیقه‌ای بود تو ترافیک گیر کرده بودم، وای خدا خیلی دیرم شده.

نگاهی به ساعت مچی‌ام کردم،ساعت هفت بود.با کلافگی شیشه ماشین رو پایین کشیدم، باد شدیدی که به صورتم می‌خورد حس زیبایی داشت.
با صدای بوق ماشینای عقب به خودم اومدم، اوه ترافیک تموم شده.پامو روی پدال گاز فشردم و با سرعت رانندگی کردم.

به آدرس نگاه کردم؛ بالاخره رسیدم، ماشین رو جلوی یه ساختمان بزرگ پارک کردم، دکمه آسانسور رو زدم تا بالا بیاد.
نگاهی به در ورودی شرکت انداختم و اسمش رو زیر لب زمزمه کردم، پس از در زدن وارد شدم.خانمی پشت میز نشسته بود که حدس میزدم منشی باشه،با قدم های استوار به سمتش رفتم.  

-سلام
سرشو بلند کرد،جون چه خوشگل بود،دختر تقریبا بیست و شش ساله و لاغر بود.با لبخندی گرم جواب سلامم رو داد:
-سلام،کمکی از دستم بر میاد؟
-من برای استخدام اومدم.
-وای بد شد آقای مهندس جلسه تشریف دارن.
-جانم؟ولی من دیروز اومدم بهم گفتن امروز بیا!
-آهان پس روی یه صندلی بشینید تا مطلعتون کنم.
با فشردن یه دکمه فکر کنم به رئیس وصل شد.
با کلافگی رو یه صندلی نشستم، تا منشی بهم خبر بده خودم رو با گوشیم سرگرم کردم.با صدای منشی گوشیمو قفل کردم.
-لطفا این فرم رو پر کنید.

 

نوشته دانلود رمان روزی رویایی | dilan اولین بار در رمان دانلود پدیدار شد.

دانلود رمان تاوان عشق | Fateme_RZ

دانلود رمان تاوان عشق | Fateme_RZ

تاوان عشق | Fateme_RZ

نام رمان: #تاوان_عشق
نویسنده: #Fateme_RZ 
ویراستار: DENIRA
ژانر: #اجتماعی – #عاشقانه

خلاصه رمان تاوان عشق:

آرسام پویان، بازیگر سینما، بعد از دوسال دوستی قراره به عشقش ساحل برسه؛ اما با اومدن علیرضا، پسر عموی ساحل، از فرانسه تقدیر چیز دیگه‌ای رو رقم می‌زنه، قرار نیست همه چی به خوبی تموم بشه. این تازه اول ماجراست. پایان تلخ

مقدمه رمان تاوان عشق

سوختنم را دیدی و خندیدی، خنده‌ات را دیدم و سوختم، خنده‌هایم را خواهی دید، دیدار ما به وقت سوختنت.

 

قسمتی از رمان تاوان عشق:

نگار:من میرم اتاق سپهر.
-ریخت و پاشش نکنیا!
چپ چپ نگاهم کرد:
-مگه بچه‌ام؟
شونه‌هام رو بالا انداختم.
چپکی نگاهم کرد و روش رو اونور کرد. ای جان بهش برخورد!
نگار:سپهر کی از امریکا میاد؟
بی حواس گفتم:
-هروقت درسش تموم شه دیگه. آخ دیر شد نگار!

سریع تو اتاقم رفتم، وسایل رو روی تخت انداختم. مثل برق یه دوش ده دقیقه ای گرفتم. امشب تولد آرسامه؛ کسی که دوساله باهاشم، خانواده‌ها خبر دارند و قراره ازدواج کنیم. بیست و هشت سالشه و بازیگره. پسر واقعا محشریه و خیلی دوستم داره. امشبم قراره سورپرایزش کنیم. البته به قول راد اگه خراب کاری نکنم.
موهای مشکی بلندم رو سشوار کشیدم و دورم ریختم. کرم پودر زدم تا پوستم روشن‌تر شه. دور چشمای طوسیم رو خط چشم کشیدم، این‌جوری درشت‌تر میشه. رژگونه و رژ قرمزم زدم. جین یخی و مانتو سفیدم رو پوشیدم، یه شال شیری هم سرم کردم و موهام رو فرق کج تو صورتم ریختم. گوشیم رو تو کیف دستی مشکیم انداختم. لباس و کفشم رو برداشتم و اتاق سپهر پیش نگار رفتم. یه لباس ماکسی به رنگ شیری پوشیده بود و موهاش رو هم دم اسبی بسته بود. پشتش به من بود و داشت گوشواره‌هاش رو تو گوشش می‌انداخت کفشاش رو که پاش کرد گفتم:….

 

نوشته دانلود رمان تاوان عشق | Fateme_RZ اولین بار در رمان دانلود پدیدار شد.

دانلود رمان رازی که جگر را می سوزاند | سحر شعبانی

دانلود رمان رازی که جگر را می سوزاند | سحر شعبانی

رازی که جگر را می سوزاند | سحر شعبانی

نام رمان: #رازی_که_جگر_می‌سوزاند
نویسنده: #سحر_شعبانی 
ویراستار: نسرین قلندری
ژانر: #معمایی – #عاشقانه

خلاصه رمان رازی که جگر را می سوزاند:

روایت‌گر جدال -عشق و نفرت- است. نفرتی که شعله می‌کشد و به جان کسانی می‌افتد که روزی پاره‌ تن بودند و عزیز دل…
این داستان روایتگر یک عهد است، عهدی ناگسستنی، عهدی که ریشه می‌سوزاند؛ و مهر بر لب‌هایشان، و داغ بر دل‌هایشان می‌گذارد.این داستان، قصه‌ی مردانگی‌هاست. مردهایی که با عزمی استوار، به خاطر مردمشان از جان مایه می‌گذارند؛ و داغ قضاوت‌های بی‌رحمانه‌ی همین مردم را به جان می‌خرند. قضاوت‌هایی که درد دارد و کمر خم می‌کند. عهدی که زندگی‌هایشان را زیر و رو کرد؛ و بی‌رحمانه به تنها داشته‌هایشان خنجر کشید. مردانی که در خلوت شکستند، بغض کردند و مردانه اشک ریختند؛ اما پا از عهد و پیمانشان عقب نکشیدند.
این قصه، قصه‌ی زندگی دو مرد است. با دو نگرش متفاوت… یکی جان می‌گیرد و دیگری برای آرامش او جان می‌دهد. یکی می‌سوزاند و دیگری در آتش این غم می‌سوزد و دم نمی‌زند.
حالا این دو مرد، یکی از جنس «آتش» و دیگری از جنس «سنگ» به جدال هم آمده‌اند تا شاید سرنوشت گره‌ای از دل‌هایشان باز کند. «رازی که جگر می‌سوزاند» روایت زندگی مردی است که پناهی ندارد؛ اما همواره در تلاش است تا پناهگاه خانواده‌اش باشد. مردی به ظاهر سنگی، اما با باطنی پر از احساس. مردی که روزی غیرتش را به بازی گرفتند و آتش نفرت تمام هستی‌اش را بر باد داده است. مردی که تنها برای گرفتن انتقام کمر راست کرد تا شاید مرهمی باشد، برای دلی که هنوز در آتش کابوس‌های شبانه‌اش می‌سوزد. را به آتش کشیدند. مردی که، روی بی‌گـ ـناه مجازات شد. تاوان داد و سرنوشت خود و خانواده‌اش..
و اکنون دست تقدیر برای این دو مرد چه رقم خواهد زد…؟

مقدمه رمان رازی که جگر را می سوزاند:

گاهی قسم می‌خوری، تا دلی به دست بیاوری و گاهی با همون قسم دلی می‌شکنه…
گاهی قسم می‌خوری، تا جونی رو حفظ کنی و گاهی با همون قسم جونی گرفته میشه…
گاهی قسم می‌خوری، تا جوونه‌ی حسی رو با طراوت نگه داری و گاهی با همون قسم حسی جوونه نزده، پرپر میشه…
گاهی عجیب قسم می‌خوریم و عجیب‌تر قسم می‌شکنیم.
گاهی می‌شکنیم… می‌سوزونیم… بازی می‌کنیم و…
یادمون میره؛ اونی که بازی کردی غرور کسی بود و شاید تنها داشته‌اش…
یادمون میره؛ اونی که سوزوندیم دلی بود وتنها دارایی‌اش…
یادمون میره؛ اونی که شکستیم قسمی بود که شاید هنوز چشمی به عهدش امیدواره و این امید تنها دلخوشی‌اش است…

 

نوشته دانلود رمان رازی که جگر را می سوزاند | سحر شعبانی اولین بار در رمان دانلود پدیدار شد.

دانلود رمان گل‌های باغ سردار | آبان -نازی

دانلود رمان گل‌های باغ سردار | آبان -نازی

گل‌های باغ سردار | آبان -نازی

نام رمان: گل‌های باغ سردار

نویسنده: آبان -نازی

ژانر: عاشقانه
ویراستاران: هدافتحی و Arezo.N

خلاصه رمان گل‌های باغ سردار:

خانواده پرجمعیت سردار دچار مشکلات متعددی شدند.کوچکترین فرزند خانواده یعنی شقایق از طرف پدربزرگ به عنوان امانتدار میراث او انتخاب می‌شود. پدربزرگ در کمال ناباوری همه‌ی ثروتش را به نام شقایق می‌کند و از او قول می‌گیرد تا کاری برای او انجام دهد. از طرفی فرهاد، پسر عموی آن‌ها، بعد از سال‌ها دوری از وطن با شنیدن خبر فوت پدربزرگ بر‌گشته و ادعای میراث می‌کند. اما این تازه اول ماجراست؛ زیرا شقایق پی می‌برد که خانواده‌اش راز بزرگی را از او پنهان کرده‌اند.

مقدمه رمان گل‌های باغ سردار:

پسر بزرگ آن‌ها اردشیر سی سال پیش خانه پدری‌اش را ترک کرده و هیچ‌وقت به آن‌جا بازنگشت. هیچ‌کس نمی‌دانست که اختلاف همایون خان با پسر بزرگش برسر چیست و حالا پس از سی سال دختر کوچکش همچون برادر سر بر مخالفت و نافرمانی برداشته بود و همایون خان از این می‌ترسید که ته تغاری خود را همچون فرزند ارشدش از دست بدهد.

 

قسمتی از رمان گل‌های باغ سردار:

یک اتومبیل بنز سورمه‌ای آخرین مدل، جلوی پارکینگ منزل سردار در انتظار راننده بود. آقای همایون سردار با قامتی کشیده از منزل زیبایش خارج شد، با عصبانیت در را پشت سرش به هم کوبید و پشت رل ماشین گران قیمتش نشست. همایون خان پسر بزرگ حشمت‌ا.. خان سردار، مالک بزرگترین کارخانه لبنیات کشور بود. پدرش پنجاه سال پیش این کارخانه را تاسیس کرد و با پشتکار و درایت در مدیریت  وانست، آن را از کارخانه‌ای کوچک به بزرگترین و بهترین کارخانه تولید لبنیات کشور تبدیل کند. او دو سال قبل در سن نود سالگی درگذشت. همایون خان ِهفتاد ساله بلند قامت، لاغراندام با صورتی کشیده، چشمانی سیاه و بینی عقابی، تنها فرزند حشمت‌ا.. خان نبود.

نوشته دانلود رمان گل‌های باغ سردار | آبان -نازی اولین بار در رمان دانلود پدیدار شد.

دانلود رمان روزگار (جلد دوم رمان آزاد) | Shaghayegh_h96

دانلود رمان روزگار (جلد دوم رمان آزاد) | Shaghayegh_h96

 رمان روزگار | Shaghayegh_h96

نام رمان : #روزگار (جلد دوم #آزاد)
نویسنده : #Shaghayegh_h96 
ویراستار: ZrYan
ژانر : #عاشقانه – #پلیسی

دانلود رمان آزاد – جاوا،اندروید،pdf،ایفون

خلاصه رمان روزگار:

آدمی هست که کارش براش خیلی مهمه، پرونده‌ای رو قبول می‌کنه که اون رو درگیر می‌کنه؛ درگیر دختری که پر از نقطه‌های تاریک هست. دختری که یه کلاف سردرگم هست! ببینیم کدوم می تونند موفق بشند و مسیر زندگی دیگری رو تغییر بدن؟ سرنوشت اون‌ها رو به کجا می‌کشونه؟

مقدمه رمان روزگار:

یه شبایی اصلا نگذشت، اما ما ازش گذشتیم…!
یه شبایی هم بد گذشت، سخت گذشت.
یه شب هایی داد زدیم، اما جز دلمون هیچ‌کس صدامون رو نشنید…!
یه شبایی همه چیز بود به جز اونی که باید می‌بود!
یه شبایی هوا عجیب دو نفره بود، اما همون شبا ما بودیم و تنهاییمون.
یه شبایی نفسمون برید از این همه بغض.
یه شبایی نفس کم آوردیم، اما دووم آوردیم!
یه شبایی فقط زنده بودیم…زندگی نکردیم…!
یه شبایی زنده هم نبودیم..فقط بودیم..همین!
حالا یک دقیقه سکوت به خاطر همه این شب‌هایی که با اندوه سپری کردیم.
شب‌هایی که شاید بارها و بارها توی تنهایی‌هامون شکستیم و هیچ‌کس نفهمید، جز دلمون. دلی که بازی خورده بود و بوی سوختگی می‌داد.

قسمتی از داستان :

_پیاده شو!
+چرا اومدیم این‌جا؟
_خودت چی فکر می‌کنی؟
کمربندش رو باز کرد.
_فکر می‌کنم اون قدر عاشقمی که دوری‌ام رو نمی‌تونی تحمل کنی!
یه تای ابروم رو بالا دادم. پوزخندی زد و از ماشین پیاده شد. ماشین رو دور زد و در سمت من رو باز کرد. نگاهی به چهره‌ی خشکش کردم و پیاده شدم. نگاهم به ساختمون افتاد، یه ساختمون دو طبقه با نمایی سفید که به زیبایی ساخته شده بود. روزگار جلوتر از من راه می‌رفت. من هم پشت سرش بودم. به در ورودی که رسیدیم، در باز شد

نوشته دانلود رمان روزگار (جلد دوم رمان آزاد) | Shaghayegh_h96 اولین بار در رمان دانلود پدیدار شد.

دانلود رمان عمارت عشق | مهسا۶۹ و فروزان ۷۰

دانلود رمان عمارت عشق | مهسا۶۹ و فروزان ۷۰

عمارت عشق | مهسا۶۹ و فروزان ۷۰

نام رمان:عمارت عشق

نویسنده : مهسا۶۹ و فروزان ۷۰

ژانر : #عاشقانه

خلاصه رمان عمارت عشق

داستان در مورد دختریه به اسم مهسا که ۶ ساله خانوادشو از دست داده…بهترین دوست و حامی زندگیش براش کاری تو یه عمارت قدیمی پیدا میکنه …عمارت سفید و بزرگی که رازی رو توی خودش پنهون کرده…پسری به نام نیما…ارباب کوچک عمارت، به کمک مهسا این راز رو کشف میکنه و خودش توی همین راز غرق میشه… پایان خوش

.

نوشته دانلود رمان عمارت عشق | مهسا۶۹ و فروزان ۷۰ اولین بار در رمان دانلود پدیدار شد.

دانلود رمان آرامش چشمان تو

دانلود رمان آرامش چشمان تو

دانلود رمان آرامش چشمان تو

دختری که عاشقه خواهرش باشه و کسی رو جز اون نداشته باشه…

حالا فکر کنین که تنها خواهر و همه کسش بخاطر پسری خودکشی کنه…

فکر میکنین ستیای مغرور چیکار میکنه؟ انتقام؟

 

نام رمان : آرامش چشمان تو
ژانر رمان : عاشقانه-اجتماعی
نام نویسنده : آیناز-ر

The post دانلود رمان آرامش چشمان تو appeared first on رمان سیتی.

دانلود رمان قافلگیری مرگبار

دانلود رمان قافلگیری مرگبار

دانلود رمان قافلگیری مرگبار

 

یه مرحله از زندگی پروشات، رو توی این داستان میخونیم، مرحله ای که میتونه شاد باشه

، غمگین باشه، جنجالی باشه یا شایدم هیجانی، پروشات بطور اتفاقی وارد یه بازی میشه

، یه بازیِ خطرناک باید ببینیم میتونه موفق از این بازی بیرون بیاد یا نه …

 

رمان : قافلگیری مرگبار
نویسنده: کوثر کریمی
ژانر : پلیسی

The post دانلود رمان قافلگیری مرگبار appeared first on رمان سیتی.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز