هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری ،آرزوی دیگران است.(جک لندن)
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
دانلود رمان عاشقانه انتقام می گیرد

دانلود رمان عاشقانه انتقام می گیرد

سایت عاشقانه لاو 98 عکس نوشته عاشقانه

رمان عاشقانه انتقام می گیرد درباره دختری به اسم لیلی میباشد که دانشجوی رشته ی عکاسی و دختری آروم و بی سروصداست که به خاطر شرایط خاص زندگی که داشته و داره منزوی و گوشه گیر شده..

 

مشخصات رمان عاشقانه انتقام می گیرد

عنوان: رمان عاشقانه انتقام می گیرد

نویسنده : یلدا فلاح کاربر انجمن نودهشتیا

ژانر: عاشقانه

فرمت : PDF – APK – EPUB

 

خلاصه داستان رمان انتقام میگیرد:

لیلی دانشجوی رشته ی عکاسی و دختری آروم و بی سروصداست که به خاطر شرایط خاص زندگی که داشته و داره منزوی و گوشه گیر شده.. عاشق یکی از هم کلاسیاشه به اسم سیاوش آزادروش و به شدت حس می کنه تو رقابتش برای بدست آوردن قلب این پسر بین دخترهای دیگه بازندست و این وسط همه چیز به تصمیم این پسر بستگی داره… و زمانی که باید بگذره و همه امیدوارن با گذشتنش بدی ها بره و خوبی ها به جاش بیاد.. اما آیا واقعا همیشه اینطوری میشه ؟ آیا همیشه با گذشتن زمان خوشبختی پیدا میشه… شاید هم زمان همون چیزی باشه که در نهایت انتقام میگیره

 

قسمتی از متن :

حامد چراغ ها را خاموش کرد…
هنوز همهمه ی بچه ها که پشت در دو لنگه کمین کرده بودند فروکش نکرده بود ..
الهام جیغ کوتاهی کشید و بلافاصله صدای ارشیا آمد که ببخشید پایت را لگد کردم حواسم نبود..
همه خندیدند .
الهام غرغرکنان گفت : ببین توروخدا واسه تولد یه الف بچه به چه وضعی کشیده شدیم !!
حامد که سعی می کرد خودش را جایی کنار من مخفی کند پچ پچ کنان گفت : خوبه نمردیم و معنیه بچه رو هم فهمیدیم …دوستان عزیز ازین به بعد با صلاحدید سرکار الهام خانم به جای واژه ی نره غول از واژه ی دلنشین بچه استفاده می کنیم !! آخه خواهر من کی به دومتر قد و چند صد کیلو میگه بچه !!
نیلوفر از جایی نامعلوم اعتراض کرد : کجاش دومتر قد و چند صد کیلو !!؟ بنده خدا سیاوش !!
حامد که دقیقا پشت سرم قرار گرفته بود به شانه ام زد ..
ناشیانه سر برگرداندم و به طرفش …در تاریکی چشمهایش برق شیطنت باری میزد ..
_ کجایی شما مادموازل..؟
_ چی..؟ من..؟ همینجا..!!!
_ همینجا…آخه دورغم بلد نیستی بگی جوجه خانوم !! بگو ببینم کی باعث شده اینجوری بری تو فکر..؟ به جون حامد بدخواه مدخواه داشته باشی…
خندیدم : صبر کن..صبر کن..تند نرو…..دوباره واسه خودت خیال پردازیم نکن ..!
_ اها..حالا اسمش شد خیال پردازی..!! ضربان قلبتو منم دارم میشنوم…!! میگن این همه استرس واسه پیرزنی به سن و سال شما اصن به صلاح نیستا..

نوشته دانلود رمان عاشقانه انتقام می گیرد اولین بار در سایت عاشقانه لاو 98 پدیدار شد.

دانلود رمان ورود عشق ممنوع بدون سانسور

دانلود رمان ورود عشق ممنوع بدون سانسور

سایت عاشقانه لاو 98 عکس نوشته عاشقانه

رمان ورود عشق ممنوع یک رمان عاشقانه درباره ژاله دباغ دختری با اعتماد بنفس پایین و فوق العاده دست پاچلفتی که همیشه با تمسخر همکارانش روبروست و هنوز بعد از چندسال سابقه ی کار؛ همچنان کارمند جزء قسمت بایگانی شرکتشونه…پایان خوش

مشخصات رمان

عنوان: رمان ورود عشق ممنوع

نویسنده : نیلا

ژانر: بزرگسالان , طنز ، عاشقانه

قیمت:  با تخفیف : ۵٫۵۰۰ تومان

 

خلاصه ی از داستان ورود عشق ممنوع

ژاله دباغ دختری با اعتماد بنفس پایین و فوق العاده دست پاچلفتی که همیشه با تمسخر همکارانش روبروست و هنوز بعد از چندسال سابقه ی کار؛ همچنان کارمند جزء قسمت بایگانی شرکتشونه! یک روز صبح با ورود کارمند جوان و شیکپوش جدید به قسمت بایگانی و رفتار متفاوت و دوستانه ی او با ژاله که باعث حسادت همکاران و موجب تحول ژاله میشه که او در جبران این حمایت های وحید دادگر سعی میکنه با هک کردن وارد اطلاعات محرمانه شرکتشون بشه تا اینکه پی میبرد..

 

 برای دانلود رمان ورود عشق ممنوع بدون سانسور از لینک زیر باید خریداری کنید 

😍 قیمت فقط 5.500 برای مدت محدود 😍

 

 بلافاصله پس از پرداخت فایل رمان ورود عشق ممنوع رو دریافت کنید

رمان ورود عشق ممنوع به صورت فرمت apk و pdf و epub مباشد 

 

 

 کسانی که سوال یا مشکلی در خرید این رمان دارن میتونند با ایدی تلگرام زیر در تماس باشند

🆔 ایدی پشتیبانی در تلگرام : https://telegram.me/ismaeil_hs

نوشته دانلود رمان ورود عشق ممنوع بدون سانسور اولین بار در سایت عاشقانه لاو 98 پدیدار شد.

عکس نوشته محبت زن و شوهر

عکس نوشته محبت زن و شوهر

سایت عاشقانه لاو 98 عکس نوشته عاشقانه

عکس نوشته محبت زن و شوهر از سری عکس نوشته های عاشقانه میباشد که در این پست با متن های عاشقانه زن و شوهر برای شما آماده کردیم امیدوار با این متن و عکس های عاشقانه دل هر زن و شوهری پر از محبت شود..

عکس نوشته محبت زن و شوهر

 

عکس نوشته محبت زن و شوهر (11)

 

خدایا این فرشته مهربان کیست که از آسمان برایم هدیه کرده ای؟

این چه گلی است که در هر چهار فصل گل است؟

این چه ماهی است که روزها هم در آسمان است و نور می دهد؟

این چه چهره ای است که در آن پر از روشنایی و زیبایی است؟

این چه پروانه ای است که این قدر رنگارنگ و زیباست؟

این چه ستاره ای است که در بین تمام ستاره ها درخشان تر است؟

خدایا این چه عشقی است که جانم دیوانه او شده؟

چقدر مهربان است، مهر و محبت در وجود اوست.

 

عکس نوشته محبت زن و شوهر

 

هدیه خداوند برای من از بهشت است، فرشته ای که مسافر بهشت است.

خدا برایم این مسافر را از بهشت فرستاده تا برای همیشه این مسافر در قلبم بماند.

او بهشت را دیده و می داند چقدر زیباست!

خدایا این مسافر کیست که این قدر قلبش از محبت می تپد و او کیست که این قدر از چشمانش

مروارید می ریزد؟

از دستانش گرما احساس می شود، و از نگاهش عشق خوانده میشود؟

او کیست که آمده در قلبم و غوغا به پا کرده و مرا دیوانه خودش کرده؟

او از سرزمین رویایی آمده سرزمینی که همه آرزوی دیدن آن را دارند.

او از بهشت آمده با کوله باری از امید و آرزو .

با ابرها همسفر بوده ابرهایی که رنگین کمان ریل های آن بودند.

و من افتخار می کنم عاشق فرشته و مسافری از بهشت خداوند شده ام!

فرشته مهربانم عاشقانه دوستت دارم.

 

 

عکس نوشته محبت زن و شوهر

دوست ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻣﺮﺩ

ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺰﺩﯾﮏ

دوستی ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﭘﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ.

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ، ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ.

دوستﺑﻮﺩﻥ ﻟﻔﻆ ظریفی است.

ﻧﻪ ﻣﻘﺪﺱ ﻣﺜﻞ ﻋﺸﻖ، ﻧﻪ ﺳﺮﺳﺮﯼ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ها.

دوست ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻫﺎ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.

ﯾﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ

ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﺟﯿﺐ ﻫﺎﯾﺖ ﭘﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺧﺎﻟﯽ.

ﻫﺮﭼﻪ ﻫﺴﺖ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ،

عکس نوشته محبت زن و شوهر

میان هر نفسی که می کشم همهمه ای ست.

از همه پنهان!!!

اما از تو چه پنهان.

میان هر نفسی که می کشم تنها تو هستی.

که می کِشم تو را،

و می کُشی مرا.

بی تو هیچ نمی خواهم …

نه آسمان!

نه زمین!

نه باران!

نه خیس شدن!

نه تازگی!

نه طراوت …

گرمای دستانت را به من بده، همه چیز را از من بگیر…!!!

عشقم دوستت دارم.

 

عکس نوشته محبت زن و شوهر

 

بوی خوش زن …

بوی خوش زن در خانه که باشد،

مرد ریشه می دهد،

تنومند می شود.

زن را باید مثل دسته ای آلاله بغل زد،

باید مثل رزهای مخمل بوئید و بوسید،

باید مثل پروانه دورش بچرخی،

باید به زن رسید تا عطرش در خانه بپیچد،

زن را باید دید،

باید فهمید،

باید نفس کشید …

همسر مهربانم دوستت دارم

عکس نوشته محبت زن و شوهر

عکس نوشته محبت زن و شوهر

 

معنی خوشبختی …

ﺗﻤﺎﻡِ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻼﺻﻪ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﯾﮏ ﭼﻬﺎﺭﺩﯾﻮﺍﺭﯼ

ﭘﺮ ﺍﺯ ﮔﻠﺪﺍﻥ ﻭ ﻋﻄﺮ ﻭ ﻋﺸﻖ …

ﺗﻤﺎﻡِ ﺧﻮﺷﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻼﺻﻪ ﺷﻮﺩ …

ﺩﺭ ﺻﺪﺍﯼِ ﭘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻤﺖِ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ …

ﻭ ﺩﺧﺘﺮﮐﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﺖِ ﺩﺭ ﯾﮏ بار ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﺮﺍﻧﺪﺍﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ …

ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﻨﺘﻈر ﺯﻧگ ﺩﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ …

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕِ ﺩﯾﺪن ﭼﺸﻤﻬﺎی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻭ ﯾﮏ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ گرم …

ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥِ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻓﮑﺮﺵ ﺗﻤﺎم ﻣﺴﯿﺮ ﺭﺍ ﻣﯿﺎﻥ بر ﺯﺩﻩ ﺍﯼ …

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﮔﺮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺶ ﮐﻢ ﺭﻧﮓ ﺷﺪ …

ﺗﻮ ﺑﺠﺎی ﺍﻭ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺩﺍﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ …

 

عکس نوشته محبت زن و شوهر

عکس نوشته محبت زن و شوهر

زلال تر از باران …

.تمام ترانه هایم ترنم یاد توست

و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست.

ای زلال تر از باران …

و پاکتر از آیینه ؛به وجود پر مهر تو می بالم …

و تو را آن گونه که می خواهی دوست دارم …

ای مهربان پرنده خیالم …

با یاد تو؛ به اوج آسمانها پر خواهد گشود …

و زیباییت را به رخ فرشتگان خواهد گشود.

تبسمی از تو کافیست که از هیچ به همه چیز برسم …

 

عکس نوشته محبت زن و شوهر

عکس نوشته محبت زن و شوهر

 

تو باشی …

تو باشی و هوای بهار و من …

قدم به قدم فدایت می شوم.

تو باشی، از لحظه های دلتنگی جلو می زنم.

به تمام درهای بسته دهن کجی می کنم.

به بن بست ها، به خیابان هایی همه با یک نام …

دوست دارم تو باشی و من نشانی ها را گم کنم.

راه خانه را هم ندانم تا همه بفهمند برای من کمحواس،

خانه آنجاست که تو باشی و من قدم به قدم فدایت شوم!

 

عکس نوشته محبت زن و شوهر

 

زیستن به خاطر تو …

ای عشق من چه زیباست به خاطر تو زیستن.

و برای تو ماندن و به پای تو سوختن…

آن روز که مهمان قلبم شدی خوب به یاد دارم…

روزی که با خود گفتم کسی را یافته ام که دیگر از دست نخواهم داد.

روزی که امیدها و آرزوهای فراوانی از خاطرم می گذشت…

و آن روز که چشمانم با چشمان تو دیدار کرد،

دانستم دیر زمانیست که می شناسمت…

روزی که تو را دیدم با خود گفتم که یگانه ی خویش را یافتی.

پس دیوانه وار عاشقش باش،

 

عکس نوشته محبت زن و شوهر

عکس نوشته محبت زن و شوهر

خوشبختی یعنی…

خوشبختی یعنی نشستن کنار کسی که دوستش داری.

حتی به روی نیمکت فرسوده پارک!

خوشبختی یعنی گرفتن دستانش

حتی تو ارزانترین رستوران شهر!

خوشبختی یعنی شنیدن اسمت

از رو لبان کسی که خیلی دوستش داری.

خوشبختی نوشیدن باده مهربانی از سبوی نوازش دستان توست.

خوشبختی من به حضور مهربان تو پیوند خورده و بی تو ممکن نیست.

خوشبختى یعنى یک تو داشتن.

عکس نوشته محبت زن و شوهر

 

پاییز که می شود…

پاییز که می شود

انگار از همیشه عاشق ترم!

در تمام طول پاییز

نمناکی شب ها را با تمام منفذهای پوستم لمس می کنم.

و چشمانم همه جا نقش دیدگان تو را جستجو می کند.

پاییز که می شود

همراه برگها رنگ عوض می کنم زرد و نارنجی می شوم.

و با باد تا افقی که چشمانت درآن درخشیدن گرفت پیش می روم

و مقابلت به رقص درمی آیم.

تا آن جا که باور کنی

تمام روزهایی که از پاییز گذشته تا به امروز همواره عاشقت بوده ام.

پاییز که می شود

 

عکس نوشته محبت زن و شوهر

به خاطر تو …

به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم.

به خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهم.

به خاطر تو کلماتم را به باغ های بهشت پیوند می زنم.

به خاطر تو دست هایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارم.

به خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمان های دور دست چشم پوشید.

به خاطر تو می توان شعله تلخ جهنم را چون نهری گوارا نوشید.

به خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشت.

به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم.

به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم.

به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم.

عزیزم …

نوشته عکس نوشته محبت زن و شوهر اولین بار در سایت عاشقانه لاو 98 پدیدار شد.

دانلود رمان سقوط تابستان

دانلود رمان سقوط تابستان

دانلود رمان سقوط تابستان

 

سالانه میلیون ها دختر و زن و بچه از سر تا سر جهان قربانی تجارتی به اسم قاچاق انسان می شن!
یکی از موفق ترین تجارت ها که مبارزه باهاش فقط جنبه نمادین پیدا کرده
و کشور ها و شهر هایی که حاضر میشن ویترین این تجارت باشن،مثل “دبی و پاریس و مکزیک و…”
آنیا خسته از شیوه زندگی و آدم های اطرافش “فرار” رو بهترین راه برای زندگی می دونه.
اما خیلی طول نمی کشه تا خودش بدل به یه قربانی بشه…
قربانی قاچاق انسان!
با اسم و شناسنامه جعلی،به عنوان مهاجر غیرقانونی توی کشوری که هیچی ازش نمی دونه…به دست کسی سپرده می شه که شغلش،منبع درآمدش و حرفه خانوادگیش؛پول در آوردن از دختراس…
آنیا دووم میاره؟یا دنبال یه راه برای نجات خودش می گرده؟شاید هم…

برگرفته از واقعیت و حاصل تحقیق!

نام رمان: سه گانه ی امیلیا کلارک، جلد اول: سقوط تابستان
نویسنده: dalai lama
ژانر: عاشقانه،اجتماعی،جنایی،خارجی

 

The post دانلود رمان سقوط تابستان appeared first on رمان سیتی.

دانلود رمان ارباب خشن و وحشی من

دانلود رمان ارباب خشن و وحشی من

دانلود رمان ارباب خشن و وحشی من

 

این رمان در سه ژانر متفاوت به قلم کشیده شده است.
عاشقانه ، اجتماعی ، اربابی
از نظر خیلی ها رمان اربابی باید فوق العاده خشن باشه و شخصیت ارباب خشن و بی رحم واقع بشه !
از نظر من خشونت الکی رمان و قلمم رو تکراری میکنه.
اگر رمانی با قلم و داستانی متفاوت را میخواهید این رمان نه اینکه از نظر بنده زیرا از نظر خیلی ها متفاوت!
این رمان عشق رو به چالش کشیده !
ذره ذره ریشه زدن عشق رو در قلب یک انسان رو نشان داده.
عشق و خشم مخالف هم هستند .
امیدوارم این رمان از نظر شما خوب باشه و از قلم من خوشتون بیاد و دوست داشته باشید.

رمان : ارباب خشن و وحشی من
نویسنده : بنت الهدی جهانگیری . بنت الهدی.ج
ژانر: اربابی ، عاشقانه ، اجتماعی

The post دانلود رمان ارباب خشن و وحشی من appeared first on رمان سیتی.

دانلود رمان داری میری

دانلود رمان داری میری

دانلود رمان داری میری

مارال دختر فقیریه که سختیای زیادی کشیده.
از سر تنهایی به مجازی پناه می بره و با پسری به اسم امیر آشنا میشه.
غافل از اینکه نمی دونسته امیر یه اربابه.
همه چیز از اون زمانی عوض میشه که امیر عاشق مارال میشه و پول طلب کارای پدر معتاد و قمار باز مارال رو پرداخت میکنه.
اما عوضش از پدر مارال می خواد دخترشو به عقدش دربیاره با اینکه عشق امیر یه طرفس…

پایان: خوش!

 

 

اسم رمان: داری میری.
ژانر: عاشقانه ، غمگین ، ارباب رعیتی.
نویسنده: maral_hsi

The post دانلود رمان داری میری appeared first on رمان سیتی.

دانلود رمان دوراهی ماندن و رفتن

دانلود رمان دوراهی ماندن و رفتن

دانلود رمان دوراهی ماندن و رفتن

 

 پریسا خانوم‌روز عقدشه که با به تصادف زندگیش از این رو‌به اون رو‌میشه.ولی داستان به اینجا خطم نمیشه

گاهی زندگی پستی بلندی زیادی داره …

میون دوراهی گیر می کنیم که بستگی به اینده مون داره….

 

 

رمان : دوراهی ماندن ورفتن
نویسنده پریسا رضائی
ژانر عاشقانه پلیسی

The post دانلود رمان دوراهی ماندن و رفتن appeared first on رمان سیتی.

دانلود رمان روزی رویایی | dilan

دانلود رمان روزی رویایی | dilan

روزی رویایی | dilan

نام رمان: #روزی_رویایی

نویسنده: #dilan
ویراستار: гคђค۱۷۳۷
ژانر: #احساسی – #عاشقانه

خلاصه رمان روزی رویایی:

بهار ستوده، دختر ته تغاری بهرام ستوده،برای استخدام‌ شدن به شرکتی خواهد رفت که آغازگر اتفاقات و تحولاتی در زندگی‌اش خواهد بود و آن‌طرف داستان آراد رستگار با ورشکستگی شرکتش دست و پنجه نرم می‌کند. در این داستان شاهد قرارگرفتنشان در یک مسیر خواهیم بود و اما آیا بازی زندگی برایشان خواب وصال را دیده یا جدایی؟

قسمتی از رمان روزی رویایی :

صدای بوق ماشین ها بلند شده بود.خب منم مثل شما گیر کردم دیگه!حدود ده دقیقه‌ای بود تو ترافیک گیر کرده بودم، وای خدا خیلی دیرم شده.

نگاهی به ساعت مچی‌ام کردم،ساعت هفت بود.با کلافگی شیشه ماشین رو پایین کشیدم، باد شدیدی که به صورتم می‌خورد حس زیبایی داشت.
با صدای بوق ماشینای عقب به خودم اومدم، اوه ترافیک تموم شده.پامو روی پدال گاز فشردم و با سرعت رانندگی کردم.

به آدرس نگاه کردم؛ بالاخره رسیدم، ماشین رو جلوی یه ساختمان بزرگ پارک کردم، دکمه آسانسور رو زدم تا بالا بیاد.
نگاهی به در ورودی شرکت انداختم و اسمش رو زیر لب زمزمه کردم، پس از در زدن وارد شدم.خانمی پشت میز نشسته بود که حدس میزدم منشی باشه،با قدم های استوار به سمتش رفتم.  

-سلام
سرشو بلند کرد،جون چه خوشگل بود،دختر تقریبا بیست و شش ساله و لاغر بود.با لبخندی گرم جواب سلامم رو داد:
-سلام،کمکی از دستم بر میاد؟
-من برای استخدام اومدم.
-وای بد شد آقای مهندس جلسه تشریف دارن.
-جانم؟ولی من دیروز اومدم بهم گفتن امروز بیا!
-آهان پس روی یه صندلی بشینید تا مطلعتون کنم.
با فشردن یه دکمه فکر کنم به رئیس وصل شد.
با کلافگی رو یه صندلی نشستم، تا منشی بهم خبر بده خودم رو با گوشیم سرگرم کردم.با صدای منشی گوشیمو قفل کردم.
-لطفا این فرم رو پر کنید.

 

نوشته دانلود رمان روزی رویایی | dilan اولین بار در رمان دانلود پدیدار شد.

دانلود رمان تاوان عشق | Fateme_RZ

دانلود رمان تاوان عشق | Fateme_RZ

تاوان عشق | Fateme_RZ

نام رمان: #تاوان_عشق
نویسنده: #Fateme_RZ 
ویراستار: DENIRA
ژانر: #اجتماعی – #عاشقانه

خلاصه رمان تاوان عشق:

آرسام پویان، بازیگر سینما، بعد از دوسال دوستی قراره به عشقش ساحل برسه؛ اما با اومدن علیرضا، پسر عموی ساحل، از فرانسه تقدیر چیز دیگه‌ای رو رقم می‌زنه، قرار نیست همه چی به خوبی تموم بشه. این تازه اول ماجراست. پایان تلخ

مقدمه رمان تاوان عشق

سوختنم را دیدی و خندیدی، خنده‌ات را دیدم و سوختم، خنده‌هایم را خواهی دید، دیدار ما به وقت سوختنت.

 

قسمتی از رمان تاوان عشق:

نگار:من میرم اتاق سپهر.
-ریخت و پاشش نکنیا!
چپ چپ نگاهم کرد:
-مگه بچه‌ام؟
شونه‌هام رو بالا انداختم.
چپکی نگاهم کرد و روش رو اونور کرد. ای جان بهش برخورد!
نگار:سپهر کی از امریکا میاد؟
بی حواس گفتم:
-هروقت درسش تموم شه دیگه. آخ دیر شد نگار!

سریع تو اتاقم رفتم، وسایل رو روی تخت انداختم. مثل برق یه دوش ده دقیقه ای گرفتم. امشب تولد آرسامه؛ کسی که دوساله باهاشم، خانواده‌ها خبر دارند و قراره ازدواج کنیم. بیست و هشت سالشه و بازیگره. پسر واقعا محشریه و خیلی دوستم داره. امشبم قراره سورپرایزش کنیم. البته به قول راد اگه خراب کاری نکنم.
موهای مشکی بلندم رو سشوار کشیدم و دورم ریختم. کرم پودر زدم تا پوستم روشن‌تر شه. دور چشمای طوسیم رو خط چشم کشیدم، این‌جوری درشت‌تر میشه. رژگونه و رژ قرمزم زدم. جین یخی و مانتو سفیدم رو پوشیدم، یه شال شیری هم سرم کردم و موهام رو فرق کج تو صورتم ریختم. گوشیم رو تو کیف دستی مشکیم انداختم. لباس و کفشم رو برداشتم و اتاق سپهر پیش نگار رفتم. یه لباس ماکسی به رنگ شیری پوشیده بود و موهاش رو هم دم اسبی بسته بود. پشتش به من بود و داشت گوشواره‌هاش رو تو گوشش می‌انداخت کفشاش رو که پاش کرد گفتم:….

 

نوشته دانلود رمان تاوان عشق | Fateme_RZ اولین بار در رمان دانلود پدیدار شد.

دانلود رمان رازی که جگر را می سوزاند | سحر شعبانی

دانلود رمان رازی که جگر را می سوزاند | سحر شعبانی

رازی که جگر را می سوزاند | سحر شعبانی

نام رمان: #رازی_که_جگر_می‌سوزاند
نویسنده: #سحر_شعبانی 
ویراستار: نسرین قلندری
ژانر: #معمایی – #عاشقانه

خلاصه رمان رازی که جگر را می سوزاند:

روایت‌گر جدال -عشق و نفرت- است. نفرتی که شعله می‌کشد و به جان کسانی می‌افتد که روزی پاره‌ تن بودند و عزیز دل…
این داستان روایتگر یک عهد است، عهدی ناگسستنی، عهدی که ریشه می‌سوزاند؛ و مهر بر لب‌هایشان، و داغ بر دل‌هایشان می‌گذارد.این داستان، قصه‌ی مردانگی‌هاست. مردهایی که با عزمی استوار، به خاطر مردمشان از جان مایه می‌گذارند؛ و داغ قضاوت‌های بی‌رحمانه‌ی همین مردم را به جان می‌خرند. قضاوت‌هایی که درد دارد و کمر خم می‌کند. عهدی که زندگی‌هایشان را زیر و رو کرد؛ و بی‌رحمانه به تنها داشته‌هایشان خنجر کشید. مردانی که در خلوت شکستند، بغض کردند و مردانه اشک ریختند؛ اما پا از عهد و پیمانشان عقب نکشیدند.
این قصه، قصه‌ی زندگی دو مرد است. با دو نگرش متفاوت… یکی جان می‌گیرد و دیگری برای آرامش او جان می‌دهد. یکی می‌سوزاند و دیگری در آتش این غم می‌سوزد و دم نمی‌زند.
حالا این دو مرد، یکی از جنس «آتش» و دیگری از جنس «سنگ» به جدال هم آمده‌اند تا شاید سرنوشت گره‌ای از دل‌هایشان باز کند. «رازی که جگر می‌سوزاند» روایت زندگی مردی است که پناهی ندارد؛ اما همواره در تلاش است تا پناهگاه خانواده‌اش باشد. مردی به ظاهر سنگی، اما با باطنی پر از احساس. مردی که روزی غیرتش را به بازی گرفتند و آتش نفرت تمام هستی‌اش را بر باد داده است. مردی که تنها برای گرفتن انتقام کمر راست کرد تا شاید مرهمی باشد، برای دلی که هنوز در آتش کابوس‌های شبانه‌اش می‌سوزد. را به آتش کشیدند. مردی که، روی بی‌گـ ـناه مجازات شد. تاوان داد و سرنوشت خود و خانواده‌اش..
و اکنون دست تقدیر برای این دو مرد چه رقم خواهد زد…؟

مقدمه رمان رازی که جگر را می سوزاند:

گاهی قسم می‌خوری، تا دلی به دست بیاوری و گاهی با همون قسم دلی می‌شکنه…
گاهی قسم می‌خوری، تا جونی رو حفظ کنی و گاهی با همون قسم جونی گرفته میشه…
گاهی قسم می‌خوری، تا جوونه‌ی حسی رو با طراوت نگه داری و گاهی با همون قسم حسی جوونه نزده، پرپر میشه…
گاهی عجیب قسم می‌خوریم و عجیب‌تر قسم می‌شکنیم.
گاهی می‌شکنیم… می‌سوزونیم… بازی می‌کنیم و…
یادمون میره؛ اونی که بازی کردی غرور کسی بود و شاید تنها داشته‌اش…
یادمون میره؛ اونی که سوزوندیم دلی بود وتنها دارایی‌اش…
یادمون میره؛ اونی که شکستیم قسمی بود که شاید هنوز چشمی به عهدش امیدواره و این امید تنها دلخوشی‌اش است…

 

نوشته دانلود رمان رازی که جگر را می سوزاند | سحر شعبانی اولین بار در رمان دانلود پدیدار شد.

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز